جنگ جهانی دوم
در سال ۱۹۴۴، حملات هوایی در ژاپن شدت گرفت و به وضوح مشخص بود که کشور در آستانهی شکست در جنگ قرار دارد. هاماماتسو در خطر بزرگی بود و شرکت هوندا بر اثر یک حملهی هوایی، بهطور کامل نابود شد.
در ژانویهی ۱۹۴۵، زلزلهی نانکای رخ داد و کارخانهی ایوانتا تخریب شد. در نهایت، ژاپن در آگوست ۱۹۴۵ تسلیم شد، اما تا آن زمان هوندا تقریباً همه چیز را از دست داده بود.
آغازی دوباره
پس از جنگ، سوییچیرو تصمیم گرفت آنچه که از شرکتش باقی مانده بود را به تویوتا بفروشد. او این کار را به قیمت ۴۵۰,۰۰۰ ین انجام داد و بهطور علنی اعلام کرد که قصد دارد مدتی استراحت کند تا آیندهی خود را مشخص کند.
در آن زمان، ژاپن در ویرانی فرو رفته بود. یک سال پس از جنگ، بحران اقتصادی شدیدی کشور را فرا گرفت و زندگی مردم را تهدید کرد. کمبود غذا، پوشاک و سرپناه مردم را در شرایط سختی قرار داده بود و منابع جیرهبندی شده بودند.

یک جرقه کافیست
حتی هوندا قادر نبود سوخت کافی پیدا کند تا با ماشینش به بازار برود و برای خانوادهاش غذا بخرد. یک روز، او به یک موتور ژنراتور برخورد که در طول جنگ برای تأمین برق رادیو بیسیم ارتش امپراتوری ژاپن استفاده میشد.
او که مجذوب این موتور شده بود، پس از بررسی نحوهی کارکرد آن، ایدهای در ذهنش جرقه زد: اگر این موتور را به یک دوچرخه متصل کند، چه اتفاقی میافتد؟
البته این ایده چیز جدیدی نبود. در اروپا این کار رایج بود و حتی چند نمونه به ژاپن نیز رسیده بودند. اما سوییچیرو میدانست که کشور نیاز شدیدی به حملونقل ارزان دارد.
در سال ۱۹۴۶، هوندا مؤسسهی تحقیقات فنی هوندا را در انبار قدیمی خود تأسیس کرد. او و ۱۲ نفر از کارکنانش تلاش کردند تا موتورسیکلت بسازند.
آنها با استفاده از موتورهای قدیمی و قطعات یدکی موفق شدند یک موتورسیکلت ساده تولید کنند. این محصول بلافاصله با استقبال گستردهای روبهرو شد و سفارشهایی از سراسر کشور به دستشان رسید.
تاسیس شرکت هوندا
با افزایش تقاضا، هوندا به سرعت با کمبود موتورهای دست دوم مواجه شد. بنابراین، او تصمیم گرفت یک موتور مخصوص خودش طراحی و تولید کند. در سال ۱۹۴۷، او موتور تایپ A را ساخت و برای اولین بار نام هوندا بر روی یک دستگاه نقش بست.
در سال ۱۹۴۸، هوندا شرکت (Honda Motor Co., Ltd.) را تأسیس کرد. هدف اولیهی این شرکت ساخت موتورسیکلت برای کمک به کارگران ژاپنی در رفتوآمدشان بود. اما هوندا برای توسعهی تولید خود به پول بیشتری نیاز داشت.
او نامهای سرگشاده به ۱۸,۰۰۰ فروشگاه دوچرخه در سراسر ژاپن نوشت و به آنها گفت که راهحلی برای حرکت دوبارهی ژاپن پیدا کرده است. از بین ۱۸,۰۰۰ فروشگاه، ۳,۰۰۰ فروشگاه پاسخ مثبت دادند و پول مورد نیاز برای راهاندازی اولین محمولههای هوندا را تأمین کردند.


اولین موتورسیکلت هوندا
یک سال بعد، شرکت اولین موتورسیکلت کامل خود را تولید کرد: مدل D.
با اینکه مدل D یک دستاورد بزرگ برای هوندا بود، اما بیش از حد بزرگ و سنگین بود و به همین دلیل، تنها تعداد کمی از مردم آن را خریدند. سوییچیرو از این موضوع راضی نبود، بنابراین موتورسیکلت را از نو طراحی کرد و ساعتهای طولانی کار کرد تا موتورسیکلتی کوچکتر و سبکتر بسازد.
پس از سه سال آزمون و خطا، او موفق شد موتورسیکلتی دیگر بسازد و آن را سوپر کاب (Super Cub) نامید.


تسخیر بازار آمریکا
سوپر کاب فوراً مورد استقبال قرار گرفت و آنقدر موفق شد که جایزه امپراتور را دریافت کرد. هوندا همچنین با سرمایهگذار تاکئو فوجیساوا همکاری کرد، کسی که سرمایهی لازم را تأمین و استراتژیهای مالی و بازاریابی را فراهم کرد. این همکاری، پایه و اساس شرکت هوندا موتور شد.
سوپر کاب در سال ۱۹۵۸ وارد ایالات متحده شد، با قیمت فقط ۲۹۵ دلار، که یکچهارم قیمت سایر موتورسیکلتهای آمریکایی بود. به لطف مهارتهای بازاریابی و مهندسی هوندا، فروش آن از Triumph و Harley-Davidson در بازارهای خانگیشان پیشی گرفت.


ورود به مسابقات موتورسیکلترانی
در آن زمان، سوییچیرو برند موتورسیکلتهای خود را به دنیای مسابقات نیز گسترش داده بود.
در آن دوران، مسابقات اتومبیلرانی بیش از یک ورزش بود. این مسابقات بزرگترین پلتفرم برای شرکتهای تولیدی بودند تا خودروها و موتورسیکلتهای خود را به جهان معرفی کنند. هوندا به سراسر جهان سفر کرد تا مسابقات را ببیند، موتورسیکلتهای رقبا را مطالعه و بررسی کند.
در حقیقت، در طول دوران حرفهای خود در مسابقات، هر زمان که یکی از رقبایش یک استاندارد جدیدی را تعیین میکرد، هوندا این اطلاعات را با خود به خانه میآورد و تلاش میکرد از آن فراتر برود. همین نگرش بود که موتورسیکلتهای هوندا را از یک شکست ناامیدکننده در اولین مسابقهی بینالمللی خود در سال ۱۹۵۴، به کسب جایزهی تیم تولیدکنندگان در مسابقات Isle of Man TT در سال ۱۹۵۹ رساند—بزرگترین مسابقهی موتورسیکلت در جهان.
دو سال بعد، هوندا بار دیگر در Isle of Man TT پیروز شد و این موفقیت در مسابقات، نام هوندا را در سراسر جهان مشهور کرد.


مردی بدون توقف
در دهه ۱۹۶۰، هوندا بزرگترین شرکت تولید موتورسیکلت در جهان شد. پس از معرفی هوندا دریم در سال ۱۹۴۹، این شرکت تا سال ۱۹۶۸ بیش از ۱۰ میلیون موتورسیکلت تولید کرده بود.
اما بزرگترین تولیدکنندهی موتورسیکلت بودن برای سوییچیرو کافی نبود. او یک رؤیای بزرگ دیگر داشت که از هشت سالگی در ذهنش بود، ورود به صنعت خودروسازی.
هنگامی که هوندا اعلام کرد که قصد ورود به بازار خودرو را دارد، بسیاری از مردم به او هشدار دادند که این کار برای شرکت بسیار پرریسک است و بهتر است فقط به تولید موتورسیکلت ادامه دهد.
در آن زمان، ژاپن در بازار خودرو، شرکتهایی مانند نیسان، تویوتا و چندین رقیب دیگر داشت. مقامات ژاپنی سعی کردند سوییچیرو را قانع کنند که کشور نیازی به یک خودروساز دیگر ندارد، اما او به مخالفتهایشان توجهی نکرد.
هوندا اولین خودروی خود را در سال ۱۹۶۳ معرفی کرد: کامیون کوچک T360.
یک وانت کوچک اما قابلاعتماد .متأسفانه، این مینی تراک موفقیت چندانی کسب نکرد.
پس از آن، هوندا اولین خودروی اسپرت خود، S-500 را معرفی کرد.
S-500 یک رودستر دو درب با گیربکس چهار سرعته بود که توانایی رسیدن به سرعت ۸۰ مایل بر ساعت را داشت .این خودرو کوچک، روان و راحت برای رانندگی بود، اما تنها ۱۳۰۰ دستگاه از آن ساخته شد، که باعث شد به یکی از نادرترین خودروهای هوندا تبدیل شود.
مسابقات فرمول یک
همانطور که سوییچیرو در مورد موتورسیکلتهای خود عمل کرده بود، هوندا خودروهایش را نیز وارد دنیای مسابقات کرد .خودروی RA-271 هوندا در مسابقات فرمول یک، اولین حضور خود را در جایزه بزرگ بلژیک ۱۹۶۴ تجربه کرد.
تنها یک سال بعد، هوندا با مدل RA-272 در جایزه بزرگ مکزیک ۱۹۶۵ به مقام اول رسید.
اما با وجود موفقیتهای اولیه در مسابقات، هوندا هنوز در بازار خودرو فاصلهی زیادی با رقبا داشت. بنابراین، شرکت مدتی از مسابقات فاصله گرفت و تمرکز خود را روی ساخت یکی از موفقترین خودروهای بازار گذاشت: هوندا سیویک.


هوندا سیویک
هوندا مدل جدید خود را در سال ۱۹۷۲ معرفی کرد، و در سالهای بعد، هوندا سیویک به یکی از محبوبترین خودروهای جهان تبدیل شد.
یکی از دلایل موفقیت آن، بحران نفت در دهه ۱۹۷۰ بود .در این دوران، کمبود سوخت در سراسر جهان گسترش یافت و هوندا یک روش جدید برای مدیریت سوخت به نام Combustion Vortex Controlled Combustion (CVCC) توسعه داد.
این فناوری به مردم اجازه میداد مسافت بیشتری را طی کنند بدون اینکه سوخت زیادی مصرف کنند.
هوندا سیویک همچنین با افزودن مبدل کاتالیزوری به خودروهای خود، مشکل آلودگی ناشی از گازهای خروجی را برطرف کرد—چیزی که سایر خودروسازان در آن زمان کمتر به آن توجه میکردند.
هوندا به سرعت در بازار خودرو محبوب شد. اما در حالی که آمریکاییها هوندا سیویک را از روی نیاز خریداری کردند، این هوندا آکورد بود که واقعاً بازار را متحول کرد.


هوندا آکورد افسانهای
هوندا آکورد ابتدا به عنوان یک هاچبک کامپکت معرفی شد، اما بعدها به سدان توسعه یافت. این مدل همان ویژگیهای کممصرف سیویک را داشت، اما با اندازهای بزرگتر و راحتتر.
به لطف فضای داخلی جادار و راحتی آن، هوندا آکورد بعداً به یکی از پرفروشترین سدانهای تاریخ صنعت خودرو تبدیل شد.


پایان سفر مرد تسلیم ناپذیر
در اوایل دهه ۱۹۸۰، هوندا سومین تولیدکنندهی بزرگ خودرو در ژاپن بود و تا پایان دهه، سومین شرکت خودروسازی بزرگ جهان شد.
سوییچیرو هوندا در سال ۱۹۷۳ از شرکت بازنشسته شد و در ۵ آگوست ۱۹۹۱ درگذشت.
او گفت: « وقتی به گذشته نگاه میکنم، احساس میکنم کارم چیزی جز اشتباهات، شکستها و نواقص جدی نبود. اما به دستاوردهایم افتخار میکنم. با اینکه بارها اشتباه کردم، اما هیچگاه اشتباهاتم برای یک دلیل تکرار نشد.»
امروزه، هوندا به صنایعی مانند جتها، موتورهای قایق، تجهیزات نیروگاهی و حتی رباتیک گسترش یافته است.
این بود داستان پسری که هیچوقت تسلیم نشد.
- نویسنده مهمانhttps://isotope.group/author/guestwriter/
- نویسنده مهمانhttps://isotope.group/author/guestwriter/
- نویسنده مهمانhttps://isotope.group/author/guestwriter/
- نویسنده مهمانhttps://isotope.group/author/guestwriter/